دخترگلم دخترگلم ، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه سن داره
تاریخ ازدواجمونتاریخ ازدواجمون، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره
تاریخ عقدمونتاریخ عقدمون، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 21 روز سن داره

درسا مرسل پور

1395/09/05

عروسک مامان سلام امروز درسای شیرینم دو ماه و پنج روزه شده روز ب روز که میگذره کارات و حرکاتت شیرین و شیرینتر میشه . من و بابا مثل پروانه دورت میچرخیم و قربون صدقت میریم . با تمام وجودم از خدا میخوام هر کی بچه نداره به حق این روزها و شبهای عزیز اربعین امام حسین نصیبش کنه . درسا جونم دوست داری بدونی قد و وزنت ماه ب ماه چقدره ؟ دوست داری بدونی ماه به ماه چه کارهای جدیدی یاد میگیری ؟ ماه اول وزنت 4.300 گرم و قدت 53 سانت بود و ماه دوم وزنت 5.350 گرم و قدت 56 سانت شد . اولین حرکتت کشیدن موهای مامان و بابا بعد نگه داشتن گردنت بود جدیداٌ هم نگامون میکنی و لبخند میزنی ماخندهاتو با دنیا عوض نمی کنیم خیلی شیرین...
5 آذر 1395

1395/8/30

سلام دختر قشنگم امروز اولین واکسن دو ماهگیته واکسن زدی ولی خوشبختانه تب نکردی جون ما تا دو روز خیلی مراقب بودیم . ببخشید دیر ب دیر برات پیام میذارم این روزها یه پام تو خونست و یه پام خونه مامان ، از بیمارستان مرخص شده و زمین گیره روزهای سختی رو میگذرونیم مامان دوست دار همش کنارش باشیم از اینکه میام خونه دلش میگیره و میترسه چون نمیتونه از جاش بلند شه و از اینکه نمیتونه باهات بازی کنه یا بغلت کنه حسرت میکشه و اشک میریزه . همه میگن لحظه شیر دادن به درسا برای مامانت دعا کن دعات مستجابه منم کم نمیزاشتم امیدوارم هر چه زودتر شفا پیدا کنه . ...
5 آذر 1395

1395/8/5

سلام دختر گلم امروز 35 روزه شدی خیلی خوشحالم از اینکه کنارمی دیروز اتفاق خیلی بدی افتاد خونه مامان بودیم و میخواستیم بریم روضه که مامان سرگیجه گرفت و حالش بد شد روز بدی رو گذروندم از یه طرف تو گریه میکردی و از طرف دیگه مامان روی زمین افتاده بود و آه و ناله میکرد اره مامانم سکته مغزی کرده بود و طرف چپ بدنش بی حس شده بود من آرامش نداشتم و مثل ابر آسمان برای مامانم گریه می کردم  . دعای من سلامتی مامانم و همه مریضها بود .   ...
5 آذر 1395

95/7/16

درسای مامان سلام امروز روز شیرخواران و روز علی اصغره تو هم امروز 18 روزه هستی لباسای علی اصغر رو تنت کردم و بردم حسینیه اینم از درسا خانم   ...
17 مهر 1395

جشن مولودی 95/7/8

درسا جان سلام روزی که به دنیا اومدی به نیت ام البنین نذر کردم که یه مولودی به مناسبت اومدنت به خونه خودت جشنی برگزار کنم روز خیلی خوبی بود پنج شنبه 8 مهر ساعت 17 الی 18:30 قبل از محرم همه دوستان و همکاران هتل و فامیل ها جمع شدن و مولودی قشنگی با پذیرایی میوه و شربت و شیرینی برپا شد ولی توی ناقلا از اول تا آخر مراسم بغل تک تک مهمونا خواب بودی و اصلا بیدار نشدی . اینم از عکسهای مولودی و درسا خانم گل       ...
17 مهر 1395

(95/7/10)

درسای مامان سلام به سلامتی امروز 10 مهر 12 روزه شدی سبها رو کلی بیدار و روزها رو کامل خواب هستی شیطنتات زیادن دختر گلم وقتی شب میشه من و بابا میترسیم هم میخندیم هم نگران میشیم چون باید بیدار باشیم و باهات بازی کنیم . اینم از عکس 12 روزگیت   ...
17 مهر 1395

95/7/4

درسای مامان سلام خیلی خوشحالیم کنارمونی امروز زردی گرفتی و من و بابا خیلی نگرانتیم تنها خواسته و آرزومون از خدا فقط سلامتیه تو عزیزم . زردیت تا 14.1 رسید که مجبور شدیم یک روز تو تاریکی تو رو توی شیشه مخصوص بخوابونیم که از بدنت خارج بشه . ...
11 مهر 1395